قدرت نه گفتن

چگونه قدرت نه گفتن را در دوران کودکی بالا ببریم و اعتیاد و بزهکاری را در دوران نوجوانی کاهش دهیم

اردشیر در خانواده ای متوسط از نظر سطح مالی زندگی می کرد. او کودکی باهوش و بااستعداد بود و در مدرسه جزئ دانش­آموزان برتر محسوب می شد. در دوران راهنمایی، پدرش را از دست داد و ضربه روحی بزرگی خورد و پس از آن هجوم افکار منفی او را آزار می داد. این موضوع او را ساکت و گوشه گیر کرد، چون احساس می کرد در سن خودش که نیاز به حمایت دارد باید سرپرست خواهر و برادرانش را به عهده گیرد ولی او خود را ناتوان می دید و کم کم عقده حقارت بر او مسلط شد و در فعالیت های گروهی مدرسه کمتر شرکت می کرد و تابع تصمیم جمع بود و هیچ وقت نظرش را ابراز نمی کرد چون احساس می کرد برای دیگران ارزشی ندارد. ولی با همه این مشکلات در سن ۱۸ سالگی در رشته مهندسی عمران دانشگاه تهران پذیرفته شد و در خوابگاه دانشجویان اقامت کرد ولی متاسفانه هم اتاقی هایش مصرف کننده تریاک بودند و به او هم تعارف می کردند و او که دچار عقده حقارت بود و اعتماد به نفس خود را از دست داده بود در برابر وسوسه دوستانش نتوانست نه بگویید و به دام اعتیاد افتاد و پس از اتمام تحصیلاتش در یک شرکت مشغول به کار شد و ازدواج کرد. ولی او حالا مصرف کننده هروئین بود. پس از مدتی که اعتیادش رو شد از شرکت اخراج شد و روز به روز مصرفش بیشتر می شد و حالا دیگر یک کاملاً معتاد شده بود و زن و فرزندش او را ترک کرده بودند و او کارتن خواب شده بود.

این یک داستان غم انگیز از زندگی یکی از کودکان بااستعداد این مملکت بود و کم نیستند بچه هایی که بخاطر نداشتن اعتماد به نفس و قدرت نه گفتن خیلی راحت به دام اعتیاد و بزهکاری های دیگر می افتند. در صورتی که با فن بیان و قدرت صحبت کردن می شود اعتماد به نفس را در کودکان افزایش دهیم تا در سن نوجوانی خیلی راحت به خواسته های افراد سودجو تن ندهند و آینده خود را تباه نکنند.

علائم بچه هایی که اعتماد به نفس پایین دارند و در معرض خطر اعتیاد و بزهکاری هستند عبارتند از :

  1. این کودکان خود را حقیر و بی ارزش احساس می کنند و بنابراین انتظارات کمی از اطرافیانشان دارند و بندرت نظر دیگران را جلب می کنند.
  2. همیشه آرزو می کنند ای کاهش فرد دیگری بودند تا از موقعیت و امکانات بهتری برخوردار بودند.
  3. درباره خودشان منفی فکر می کنند.
  4. دارای انرژی کافی نیستند و بیشتر انرژی خود را صرف مبارزه با افکار درونی خود می کنند.
  5. تصمیم گیری برایشان دشوار است.
  6. به آینده بدبین هستند.
  7. در برابر افراد غریبه احساس ناتوانی می کنند و یا سکوت می کنند و اظهار نظر نمی کنند.
  8. به شدت تحت سلطه افراد بالاتر از خود قرار می گیرند و از آنان پیروی نمی کنند و تن به خواسته های آنان می دهند چون از لحاظ ابراز وجود و عقیده ناتوان هستند.

باید به این کودکان کمک کنیم تا اعتماد به نفس شان را بدست آورند و برای بالا بردن اعتماد بنفس این کودکان باید آنها را در هر فرصتی تشویق به صحبت کردن کنیم تا هم ترس شان از صحبت کردن در جمع ریخته شود و هم احساس کنند افکار و عقایدشان برای دیگران اهمیت دارد. کودکانی که اعتماد به نفس بالای دارند و بصورت ناخودآگاه در مسیر موفقیت قرار می گیرند و جزئ افراد موفق و سالم جامعه در سن بزرگسالی می شوند.