چگونه ترس از صحبت کردن کودکان در کلاس درس را مدیریت کنیم

زهرا همیشه از اینکه معلم او را برای جواب دادن درس صدا می زند نگران بود و خدا خدا می کرد هیچ وقت معلم اسم او را نخواند هر وقت می خواست جلو دیگران به سوالات معلم جواب دهد دچار فراموشی و تپش قلب می شد و آنقدر تپق می زد که مورد تمسخر همکلاسی هایش قرار می گرفت این باعث شده بود که اعتماد به نفش را از دست بدهد و گوشه گیر شود.

این نوع ترس یکی از معمولی ترین ترس های کودکان و حتی بزرگسالان است که معمولاً از سنین کودکی شروع می شود. برای برخی کودکان صحبت کردن در جمع فرصتی برای مطرح کردن خود و نشان دادن افکار و ایده هایشان است ولی برای برخی دیگر، یک فشار روانی شدیدی است و این ترس می تواند به دوران بلوغ و پس از آن نیز کشیده شود. از این رو توجه به این مسئله در دوران کودکی بسیار اهمیت داد.

راه های مقابله با این نوع ترس

  1. ابتدا باید علت ترس را تشخیص دهیم

کودک را باید زیر نظر داشته باشیم زیرا ممکن است نقش بازی کند و ما نتوانیم به نگرانی و ترسش پی ببریم، اما گاهی ترس او چنان شدید است که آن را بروز می دهد.

علت ترس برخی کودکان از صحبت کردن در جمع، تپق زدن است و برخی دیگر از اینکه باید مطلبی را از حفظ بگویند دچار ترس و نگرانی می شوند.

تعداد حاضران در میزان ترس کودکان موثر است و هر چه تعداد بیشتر باشد اضطراب کودک هم  بیشتر می شود.

  1. آرامش دادن به کودک
  2. به کودک آموزش دهیم تا آرام نفس بکشد و بدن خود را شل کند و با خود جمله آرام باش را چندبار تکرار و سپس شروع به صحبت کند.
  1. اعتماد بنفس کودک را افزایش دهیم
  2. با افزایش اعتماد به نفس کودک و تقویت توانایی هایش به او کمک کنیم تا بر ترسش غلبه کند. از کودک بخواهیم در حضور خانواده شعر بخواند و یا لطیفه تعریف کند تا علاوه بر تمرین برای صحبت کردن، کودک احساس کند افکارش برای دیگران اهمیت دارد و این به افزایش اعتماد بنفس او کمک می کند.
  1. کودک را از قبل برای تپق هایش آماده کنیم
  2.   به او بگویم اگر مطلبی را فراموش کرد و دستپاچه شد، نفس عمیقی بکشد و سپس آخرین جمله ای را که گفته دوباره تکرار کند و یا به مطالبی که روی کاغذ نوشته مراجعه کند و یا به سادگی جلوی دیگران اعتراف کند که فراموش کرده و به این طریق به صحبت خود ادامه دهد.
  1. کودک را به ترس مقاوم کنیمب) از کودک بخواهیم  خود را در میان جمعی که از آن می ترسد مثل معلم و دانش آموزان تصور کند.
  2. ج) کلاس درس را در خانه بازسازی کنیم و خود نقش معلم را بازی کنیم به این ترتیب که ابتدا نام و نام خانودگی کودک را با صدای بلند بخوانیم و از او بخواهیم بایستد و به سوالات ما پاسخ دهد. بهتر است در این مرحله صدای کودک را ضبط و یا از او فیلمبرداری کنیم تا چهره و حرکات خود را مشاهده کند و در تمرین بعدب ایرادات خود را اصلاح کند.
  3. الف) فهرستی از موقعیت هایی که کودک از صحبت کردن در آنها می ترسد تهیه کنیم و آن شرایط را فراهم کرده تا کودک مهارت های خود را ارتقا بخشد. مثلا اگر کودک از بلند خواندن واهمه دارد از او بخواهیم داستانی را با صدای بلند برای خواهر و برادر کوچکتر خود بخواند و سپس ما هم به جمع آنها اضافه شویم و بتدریج به افزایش تعداد شنوندگان کودک را عادت دهیم.
  1. ۶. تمرین در موقعیت واقعی، یعنی کلاس درس
  2. الان وقت آن رسیده که کودک خود را در موقعیت های واقعی نشان دهد برای این منظور از معلم او بخواهیم در چند هفته اول فقط سوالاتی با پاسخ های کوتاه بپرسد و یا از او بخواهد بخش های کوتاهی از کتاب درسی را با صدای بلند بخواند و سپس بتدریج زمان صحبت کودک در کلاس را طولانی تر کند تا جایی که بتواند در مقابل همه دانش آموزان درس را ارائه دهد.