کم حرفی کودکان برای بسیاری از والدین یک دغدغه و نگرانی مهم است و معمولا والدین این کودکان نیز خود انسان هایی کم حرف بوده اند بنابراین نمی خواهند فرصت هایی را که خود به این دلیل از دست داده اند، فرزند خودشان نیز از دست دهد. ما در این مقاله قصد داریم در مورد دلایل کم حرفی کودکان صحبت کنیم و برخی از اصلی ترین دلایل کم حرفی کودکان را بررسی نماییم.

دلایل اصلی کم حرفی کودکان

دلایل کم حرفی کودکان را می توان به صورتی کلی در موارد زیر بیان کرد

  1. کودک درونگرا است.
  2. کودک از صحبت در جمع خاطره خوبی ندارد.
  3. کودک احساس ارزشمندی نمی کند و اعتماد به نفس ندارد.
  4. کودک مهارت صحبت در جمع ندارد.
  5. کودک ترس از تحقیر شدن دارد.
  6. اختلال سکوت بیمارگون ارادی

در ادامه قصد داریم هرکدام از این موارد را به صورت جزئی بررسی کنیم.

  • کودک درونگرا است

یکی از اصلی ترین مواردی که باعث می شود ما به کودکان لقب کم حرفی بدهیم این است که آنها ذاتاً درون گرا هستند. درون گرایی یک بیماری و یا یک مشکل مثل افسردگی نیست. متأسفانه در کشور ما اکثر افراد شناخت صحیحی از موضوع درون گرایی ندارند و از همین جهت افراد درون گرا (علی‌الخصوص کودکان)‌ را افسرده می‌دانند ولی درونگرایی یک خصلت است که ما به عنوان والدین باید آن را بپذیریم و  برون گرا بودن نیز دلیل بر موفقیت فرد نیست بلکه باید والدین در ابتدا ویژگی های شخصیتی فرزند درون گرای خود را بشناسند  و سپس با راه کارهایی متانسب با شخصیت فرزندشان این مشکل را برطرف کنند. باید در نظر داشت انسان های درون گرا نیز همانند انسان های برون گرا  حتی سخنرانان بسیار توانایی خواهند شد هرچند در این زمینه نیاز به تمرین بیشتری خواهند داشت.

  • کودک از صحبت در جمع خاطره خوبی ندارد

فقط کافیست که کودک شما یک بار تصمیم گرفته باشد که در جمع صحبت کند و در این حین وی دچار یک مشکل کلامی بشوند که باعث خنده دیگران شود و یا برخی دیگر او را تحقیر یا مسخره کنند. همین موضوع به کم حرفی کودک شما دامن می زند و او تصمیم می گیرد که تا حد ممکن از صحبت در جمع پرهیز کند و کم حرف باشد.

کودک احساس ارزشمندی نمی کند و اعتماد به نفس ندارد

ملیحه دختری بود که از همان دوران مدرسه اعتماد به نفس کافی نداشت و هر وقت کاری برایش پیش می آمد از دوستانش می­خواست که برایش انجام دهند. او سر کلاس هر وقت سوالی از معلم داشت از هم کلاسی بغل دستی اش می خواست که از معلم بپرسد و خودش دستش را بالا نمی برد. بعضی وقت ها هم که معلم  سوالی می پرسید و او جوابش را  بلد بود خیلی یواش به بغل دستی اش می گفت که فکر کنم جواب خانم معلم این است و آن هم کلاسی هم بلند آن جواب را می گفت و توسط معلم تشویق می شد. بنابراین مشخص است که نداشتن اعتماد به نفس علاوه بر هدر رفتن فرصت ها در تشدید کم حرفی نیز خیلی تاثیر دارد. بچه های فاقد اعتماد به نفس معمولاً منزوی و گوشه گیر هستند و سعی می کنند در مجالس ظاهر نشوند و اگر زمانی به اجبار در جمعی باشند گوشه کناری می نشینند و با جمع نمی جوشند آنها نهایتا با بغل دستی شان آگر آشنا باشد گپ و گفتی می زنند آنها گفتار و رفتار خود را بی ارزش تر از آن می دانند که بخواهند آنرا عرضه کنند. بنابراین لازم است که ما با  فعالیت های گروهی اعتماد به نفس کودک را تقویت کرده که این سبب غلبه بر ترس از صحبت کردن در جمع خواهد شد. مثلاً می توانیم موارد زیر را در نظر بگیریم.

  • بازی درمانی

یکی از روش های تقویت اعتماد به نفس در کودکان و درمان کم رویی در انها و در نتیجه درمان کم حرفی این است که آنها را تشویق کنیم در فعالیتهای گروهی مثل بازی های دسته جمعی شرکت کنند. فعالیتهای گروهی مهارتهای ارتباطی را در کودکان تقویت می کند

  • تئاتر درمانی

شرکت دادن کودک در فعالیتهای هنری که بصورت گروهی انجام می شود مثل اجرای تئاتر هم در درمان کودکان کم رو و مضطرب موثر است و هم توانایی صحبت کردن کودکان را افزایش خواهد داد و سبب می شود کودک بتوانند در جمع و بدون ترس صحبت کند.

  • کودک مهارت صحبت در جمع ندارد

برخی کودکان در جمع های فامیلی و مهمانی ها از کنار مادر یا پدر خود تکان نمی خورند و به آنها می چسبند و از دور شاهد بازی دیگر بچه ها در مهمانی هستند. این بچه ها معمولاً کم رو و ساکت هستند و زیاد حرف نمی زنند. یکی از روش هایی که می­شود آنها را از این حالت در آورد این است که کاری کنیم که به حرف بیایند و وقتی که زبانشان به حرف زدن باز شود از انزوا در می آیند و وارد جمع بچه ها می شوند و بهترین روش برای پرحرف کردن بچه ها روش تشویق کردن و جایزه دادن است.

از کودک بخواهیم که ابتدا اگر خواهر یا برادر کوچکتر دارد، برای او شعری بخواند یا داستانی را تعریف کند و اگر خواهر یا برادر کوچکتر ندارد این کار را برای عروسک یا اسباب بازی هایش انجام دهد سپس خودمان هم به جمع آن ها بپیوندیم و بخواهیم که برای ما دو نفر داستان را تعریف کند و کم کم تعداد افراد را بیشتر کنیم و از کودک بخواهیم در جمع افراد فامیل و دوستان  شعر یا داستانی را بخواند و او را  تشویق کنیم و جایزه به او بدهیم (هر چند جایزه و پاداش کوچک باشد) این کار او را تشویق می کند که به حرف زدنش ادامه دهد.

  • در هر جمعی و فرصتی از کودکتان بخواهید که شعر و یا داستانی را با صدای بلند بخواند، سپس او را تشویق کنید.
  • بلندخوانی در حضور بستگان نزدیک:

در این مرحله از کودک بخواهید که خلاصه یک کتاب داستان یا بخشی از کتاب درسی اش را به صورت سخنرانی در حضور افراد خانواده و بستگان نزدیک ارائه دهد و او را تشویق کنید.

  • با سوالات زیاد از بچه های کم حرف، حرف بکشیم

از بچه نپرسیم مدرسه چطور بود، بپرسیم زنگ اول چطور بود  معلم چی گفت و چیکار کردید. جزئیات را بپرسیم تا بچه ها مجبور به حرف زدن و توضیح دادن شوند.

  • کودک ترس از تحقیر شدن دارد

تحقیر کردن، مسخره کردن و زدن توی ذوق بچه ها یکی دیگر از عوامل منفی است که اعتماد به نفس بچه ها را پایین می آورد و سبب کم حرفی انها می گردد. دوستی دارم که می گوید:

وقتی بچه بودم خواستم در جمعی که آشنایان بودند لطیفه ای را تعریف کنم ولی به محض اینکه شروع کردم به حرف زدن پدرم زد توی ذوقم و گفت که این لطیفه را همه می دانند و نمی خواهد تعریف کنی، او می گفت آن لحظه حس بی ارزش بودن خودم و حرف هایم، در همه وجودم رخنه کرد به طوری که ترجیح دادم دیگر هیچ وقت در جمع ابراز وجود نکنم او می گفت این حس سال ها پس از آن در من وجود داشت.

گاهی ما واقعاً نمی دانیم که با یک حرکت و حرف اشتباه چگونه آرامش روانی کودکان را به هم می ریزیم و با این عمل ما ذهنیت آنها را نسبت به خودشان تغییر می دهیم و عوارض این عمل ، سال ها در شخصیت آنها ماندگار می شود به طوری که خودشان و توانمندیهایشان را باور ندارند.

گاهی وقت ها والدین یا دیگران بچه ها را با القابی مثل (کوتوله، ریزه میزه، سیاهک، چنبه، چاقالو، خپل) صدا می زنند. شاید آنها فقط به خاطر مزاح و خوشمزگی این عناوین را به کار می برند ولی باید مواظب باشیم که این جملات هر چند به شوخی تاثیر روانی بر بچه ها و اعتماد به نفس آنها دارد.

بنابراین ترس از تحقیر شدن توسط اطرافیان نیز در کم حرفی کودکان موثر است که این البته ناشی از اعتماد به نفس پایین کودک و یا کم رو بودن کودک می باشد که همه این موارد با یکدیگر در ارتباط هستند و در تشدید اثرات هم نیز نقش دارند. کودکانی که دچار کمبود اعتماد به نفس هستند و دچار حقارت نفس شده اند وجود خود را بی فایده و بی ارزش می دانند و در نتیجه حرف های خود را هم بی ارزش قلمداد می­کنند و ترجیح می دهند سکوت کنند تا حرفی بزنند و به ظن خود  مورد تمسخر دیگران قرار بگیرند. نقطه عکس و روش مناسب برای بالا بردن اعتماد به نفس کودک تشویق کردن می باشد. تشویق نه تنها در کودکان بلکه در بزرگسالان نیز باعث پدید آمدن یک  حس خیلی خوب و دلگرم کننده می شود. تشویق آن قدر مهم است که گاهی سرنوشت یک نفر را می تواند تغییر دهد.

  • اختلال سکوت بیمارگون ارادی

در کودکان مبتلا به اختلال سکوت بیمارگون ارادی، وقتی آنها در تعامل های اجتماعی با افراد دیگر قرار می گیرند، سر صحبت را باز نمی­کنند، وقتی دیگران با آنها صحبت می کنند، پاسخ نمی دهند، پس صحبت نکردن در تعامل های اجتماعی با کودکان یا بزرگسالان بسیار زیاد اتفاق می افتد. این کودکان در خانه و در حضور اعضای خانواده صحبت می کنند اما اغلب حتی در حضور دوستان نزدیک یا بستگان درجه دوم مثل پدربزرگ یا مادربزرگ یا مانند آنها صحبت نمی کنند. این اختلال اغلب با اضطراب اجتماعی زیادی همراه است و کودکان مبتلا به اختلال سکوت بیمارگون ارادی اغلب از صحبت کردن در مدرسه خودداری کرده که این امر به مشکلات تحصیلی فراوان منجر می شود، زیرا معلمان بیشتر اوقات نمی توانند مهارت هایی مثل خواندن را ارزیابی نمایند. سکوت بیمارگون ارادی، اختلال نسبتا نادری است و به نظر حدود ۱% کودکان دچار این اختلال می شوند و این مورد در خردسالان بیش از بقیه دیده می شود.

به نظر می رسد ویژگی های همراه سکوت بیمارگون ارادی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

کم رویی بسیار زیاد، ترس از خجالت زده شدن در جمع، انزوا و کناره گیری اجتماعی، وابستگی بیش از حد یا چسبندگی، صفات وسواسی، منفی گرایی، قشقرق یا لجبازی خفیف.

چون سکوت بیمارگون ارادی خیلی اوقات با اختلالات دیگر، علائم مشابهی دارد، نیاز است حتما کودک توسط روانشناس متخصص کودک بررسی شود تا بتوانیم با بهترین راهکار به کودک کمک نماییم (برای مثال احتمال دارد افرادی که گرفتار اختلال طیف اوتیسم، اسکیزوفرنی یا اختلال روان پریشی دیگر یا ناتوانی هوشی شدید هستند مشکلاتی در ارتباط اجتماعی داشته باشند و قادر به صحبت کردن مناسب در موقعیت های اجتماعی نباشند.)