خشم در کودکان

خشم در کودکان اغلب یک واکنش دفاعی است در برابر عقده حقارت،بچه هایی که ضعف و ناتوانی خود را پذیرفته باشند و احساس نومیدی  کنند ممکن است این پذیرفتن را با خشم بروز دهند. این خشم ممکن است به پرخاش منجر شود و یا به صورت قلدری کردن برای بچه های کوچکتر خودش را نشان دهد و یا بدرفتاری با هم سن و سالان باشد.بچه هایی که خشمگین هستند و پرخاش می کنند ممکن است به خاطر این رفتارشان از طرف بزرگترها تنبیه شوند که این خود به خشم آنها می افزاید.کودکانی که کمبود دارند می خواهند با خشم سرپوشی بر درد و رنج و کمبودهایشان بگذارند خشم زمانی در کودکان بروز می کند که ما اجازه ندهیم بچه ها افکار و احساتشان را به زبان بیاورند و این احساست وقتی تلمبار می شوند  حالت انفجاری به خود می گیرند.کودکان خشمگین معمولا از ما فاصله می گیرند لذا کمک به آنها کمی دشواتر است.

روش های کمک به کودکان خشمگین

۱-پذیرفتن خشم کودک نه محکوم کردن او

نخستین گام برای کمک کردن به فرونشانی خشم کودک این است که او را سرزنش نکنیم و خشم او را بپذیریم و در برابر خشم او ما نیز خشمگین نشویم و  به او بگوییم من ناراحتی و خشم تو را درک می کنم اما این رفتار باید متوقف شود و برای نشان دادن احساسات راه دیگری هم وجود دارد.

۲-باید به بچه این اطمینان را بدهیم که مایلیم او را درک کنیم

در ابتدا شاید کودک خشمگین درباره احساسش و چیزی که باعث خشمش شده است صحبتی نکند اما اگر حس کند که ما با دقت به حرفهای او گوش می دهیم و افکار او برایمان مهم است از لاک خودش در می آید و احساسات جریحه دار خودش را بر ملا می سازد.

۳-باید مساله ای که خشم را برانگیخته کانون توجه قرار دهیم

باید به او بگوئیم که رفتارت نشان می دهد که از مسئله ای ناراحت هستی، با این جمله به او می گوئیم که آن رفتار مورد توجه ماست و شخصیت او مورد تایید ماست و ما به خاطر آن رفتار خاص در کنار او هستیم و می خواهیم به او کمک کنیم.با این روش او خودش هم مایل می شود که راهکارهایی را برای رفع مشکلش پیشنهاد کند و همکاری لازم را انجام دهد.

۴-باید به بچه اطمینان دهیم که خشم او و عوامل بوجود آورنده این خشم به روابط ما و بچه آسیبی نمی زند.

برخی بچه ها احساسات و افکارشان را آشکار نمی کنند چون فکر می کنند اگر ما بدانیم ناراحت و خشمگین می شویم و در رابطه مان تاثیر می گذارد. ما باید این واقعیت را بپذیریم که تنبیه و سرزنش بچه ها به خاطر افکار و احساساتشان کاری غیر منطقی و نامعقول است.

مثلا ممکن است بچه بگوید من پدربزرگم را دوست ندارم و به منزل آنها نمی آیم، نباید به او بگوئیم باید او را دوست داشته باشی او پدربزرگت است و یا اینکه چطور خجالت نمی کشی و این حرف را به زبان می آوری.ما می توانیم نظر او را بشنویم و با آن مخالفت کنیم این با رد کردن نظر و افکار کودک تفاوت دارد.

۵-باید به سخنان خشم آلود بچه گوش دهیم حتی اگر این خشم متوجه ما باشد

گاهی اوقات خشم بچه ها به خاطر بی توجهی ما والدین به آنهاست در چنین مواردی نباید به دفاع از خودمان بپردازیم و بگوییم من که همه کار برایت انجام داده ام دیگر چرا نق میزنی بگذاریم بچه بدون رو در بایستی حرفش را بزند و دلیل خشم و رنجشش را بگوید و این اطمینان را هم داشته باشد که مورد تنبیه و سرزنش قرار نمی گیرد.

تحمل خشم بچه ها باعث می شود که آنها عواطف و احساسات خود را عمیق تر مطرح کنند و بچه ای که احساساتش پذیرفته شود می تواند خشم خود را راحت تر کنترل کند و به جای نا امیدی به توانمندی های خودش اتکا کند.

 

درباره نویسنده

من معصومه بهرام پور، مادر دو دختر بینظیر که در این وبسایت قصد دارم تجارب‌ام را در جهت داشتن فرزندانی شاد با شما در میان بگذارم. همچنین با ارائه‌ی راهکارهای بومی و عملی در جهت تربیت بهتر نسل آینده کشورمان قدم بردارم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *